پردهخوانی هنر زندهای که نسل امروز تشنه آن است
به گزارش خبرنگار گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی عباس آباد ما به نقل از «بلاغ» در دل تاریخ پرشکوه این سرزمین کهن، هنرهایی ریشه دواندهاند که نه تنها آیینهدار باورها، اندیشهها و آرمانهای مردمان این مرز و بوم بودهاند، بلکه پلی استوار و ناگسستنی میان نسلها و پیونددهندهٔ دیروز و امروز در قامت فرهنگ اصیل ایرانی اسلامی به شمار میروند.
از میان این گوهرهای ناب و ارزشمند که هر یک چون ستارهای در آسمان پرستارهٔ فرهنگ این سرزمین میدرخشند، «پردهخوانی» و «نقالی» جایگاهی بس رفیع و والا دارند؛ هنری شگرف و بدیع که در آن روایت، موسیقی، نمایش و حماسه چنان در هم میآمیزند که مرز میان واقعیت و افسانه را محو میسازند تا قصههای کهن را از زبان پیرانِ خردمند به گوش جوانانِ مشتاق برسانند و جانِ تازهای به باورهای دینی و ملیِ این مرز و بوم بدمند.
در روزگاری که سیلاب خروشان مدرنیته و شتابِ شگفتآور زندگی روزمره، بسا از آیینهای دیرین و ارزشمند را به حاشیه رانده و غبار فراموشی بر چهرهٔ آنها نشانده است، همچنان چهرههایی از تبار عاشقانِ این راه، با نفسی گرم و ارادهای استوار و چشمانی پر از امید، پرچم این میراث گرانسنگ را بر دوش میکشند و در کوچهپسکوچههای شهر و دیار، صحنههایی از غیرت و عشق و حماسه میآفرینند که تماشاگران را به اعماق تاریخ و هویت خویش سفر میدهد.
مرشد جواد آقاپور، یکی از همین راویان بیادعا و خستگیناپذیر است که نزدیک به سه دهه از عمر پربرکت خویش را وقف این هنر والا و مقدس کرده و با اجراهای بدیع، نوآورانه و سرشار از احساس خود، بار دیگر ثابت کرده است که هنر آیینی، همچنان در دل مردم زنده است، نفس میکشد و میتواند پاسخی شایسته به نیازهای معنوی و هویتی انسان امروز باشد.
رویداد ملی تئاتر میدانی «امت احمد» که همزمان با فرخندهٔ هفتهٔ وحدت و به همت حوزهٔ هنری انقلاب اسلامی و سازمان تبلیغات اسلامی در ۱۵ استان کشور به صحنه رفت، بهانهای شد تا این هنرمند پیشکسوت و دلسوز، پنج مجلس پردهخوانی را در شهرهای بهشهر، چمستان، ساری، فریدونکنار و آمل به اجرا درآورد و با زبانی شیوا، نگاهی عمیق و قلبی سرشار از دغدغه، از جایگاه رفیع این هنر، استقبال کمنظیر نسل نو و نیز کاستیهای حمایت مسئولان سخن بگوید.
آنچه در ادامه میخوانید، مشروح گفتگوی تفصیلی خبرنگار بلاغ با مرشد جواد آقاپور است که در آن از «خورشید رحمت» و ضرورت حیاتی وحدت اسلامی تا دغدغههای یک پیرو راه نقالی و آیندهٔ این هنر ریشهدار و هویتبخش به میان آمده است.
«خورشید رحمت»؛ روایتی از محبت نبوی در آیینهٔ پردهخوانی
بلاغ: برنامهٔ تئاتر میدانی «امت احمد» در پنج مجلسی که در سطح استان برگزار شد، چه رویکرد و محتوایی را دنبال میکرد و چه پیامی را به مخاطبان خود منتقل نمود؟
مرشد آقاپور در پاسخ به این سؤال با لبخندی گرم و صمیمی و نگاهی سرشار از تعهد هنری و عشق به اهل بیت (ع)، اظهار داشت: رویکرد اصلی و محوریام در این اجراهای میدانی، معرفی چهرهٔ روحانی، اخلاقمدار و سرشار از رحمت پیامبر اکرم (ص) بود. از نام اثر من که خود بهتنهایی گویای این مطلب و هدف والای آن است، آن را «خورشید رحمت» نام نهادم؛ چراکه پیامبر گرانقدر ما، تجلیگاه و مظهر کامل رحمت للعالمین است و سیره و زندگی ایشان، سراسر درسِ محبت، مدارا و مهربانی برای تمام بشریت میباشد. من با تمام وجود کوشیدم با زبان نرم، دلنشین و تأثیرگذار نقالی، پردهخوانی و روایتگری میدانی، مفاهیم نابِ محبت، برادری، همدلی، گذشت و احترام متقابل را به زیباترین شکل ممکن به تصویر بکشم و از هرگونه پراکندگی، اختلاف و تفرقه، که امروز یکی از آفتهای بزرگ و خطرناک جوامع اسلامی و بشری است، پرهیز کنیم.
وی در ادامه با تأکید بر ضرورت وحدت در جهان اسلام افزود: پیام روشن، بیغَل و غَش و کاملاً شفاف اجراهایم این بود که وحدت اسلامی، تنها یک شعار سیاسی یا عبارتی تشریفاتی نیست؛ بلکه فرهنگی اصیل، ریشهای و عمیق و ضرورتی انکارناپذیر و حیاتی برای بقا، تعالی و سربلندی جامعهٔ اسلامی به شمار میرود. چرا که قرآن کریم، اصل توحید و یکتاپرستی، قبلهٔ واحد و آن عشق و ارادت پاک و بیمانندی که به نبی مکرم اسلام داریم، برای همهٔ مسلمانان عالم یکسان و مشترک است و هیچ اختلافی در این اصول بنیادین وجود ندارد. رمز ماندگاری، اقتدار و عزت هر جامعهای، بهویژه امت اسلامی، در گرو همین همدلی، همبستگی و انسجامِ مثالزدنی است و ما باید با تمام توان از این سرمایهٔ عظیم الهی پاسداری کنیم.
سه دهه عشق و ارادت به هنر نقالی و پردهخوانی
بلاغ: لطفاً برای مخاطبانی که کمتر با هنر پردهخوانی آشنایی دارند، خودتان را معرفی بفرمایید و بگویید که چه سابقهای در این عرصه دارید و چه عواملی شما را به این مسیر کشاند؟
این هنرمند پیشکسوت و باتجربه با تواضعی مثالزدنی، فروتنیای بینظیر و لحنی صمیمی و پدرانه گفت: فارغالتحصیل رشتهٔ مدیریت فرهنگ و هنر و نزدیک به سه دهه از عمر پربرکت خود را در عرصهٔ هنر اصیل ایرانی-اسلامی به ترویج، آموزش و اجرای نقالی و پردهخوانی مشغول بودهام.
از کودکی و نوجوانی، شیفتهٔ قصهها، افسانهها و حماسههای شاهنامهٔ فردوسی بزرگ و نیز روایتهای دینی، عاشورایی و علوی بودم و این عشق و شور و شعفِ کودکانه، مرا تا امروز در این مسیر پرفرازونشیب نگه داشته است و هر روز بر عشق و ارادتم به این هنر والا افزوده است. من معتقدم که نقالی و پردهخوانی، نه یک شغل یا حرفه، که یک رسالت و مأموریت الهی برای حفظ و انتقال گنجینههای فرهنگی و هویتی این سرزمین به نسلهای آینده است.
بلاغ: به باور شما، جایگاه هنر اصیل پردهخوانی در سطح شهرستان آمل، استان مازندران و کشور چگونه ارزیابی میشود؟ آیا این هنر همچنان طرفداران خود را حفظ کرده است یا در سایهٔ مدرنیته رو به افول نهاده است؟
مرشد آقاپور با نگاهی به گذشتهٔ پرافتخار و آیندهٔ روشن این هنر، چنین پاسخ داد: بیتردید و با قاطعیت تمام میتوانم بگویم که این هنر والا و ارزشمند، هنوز جایگاه رفیع و والای خود را در میان مردم شریف و فرهنگدوست ایران حفظ کرده است. شاید شکل و شیوهٔ ارتباطش با مخاطب نسبت به روزگاران پیشین دگرگون شده باشد، اما آن عطش ذاتی و فطری انسان امروز به قصه، روایت، حماسه و هویت، هرگز فروکش نکرده است و نخواهد کرد.
من در تمام اجراهایی که در سطح کشور، استان و شهرستان داشتهام، همواره با استقبال پرشور، کمنظیر و بینظیر مردم روبرو شدهام؛ همان شور و اشتیاقی که در نگاههایشان، در تشویقهای پرشورشان و در لبخندی که بر لب مینشانند، به عیان دیده میشود و هر بار روح و جان تازهای به من میبخشد.
وی در ادامه با اشاره به نقش حماسی این هنر در شرایط کنونی جامعه افزود: این همه علاقه و استقبال، گواهی است بر اینکه اگر پردهخوانی با شیوهای درست، محتوایی ارزشمند، عمیق و متناسب با نیازهای روز و دغدغههای امروز ارائه شود، هیچگاه مخاطب خود را از دست نخواهد داد و همچنان در دل و جان مردم جای خواهد داشت.
در همین ایامی که درگیر جنگ، ناملایمات و مشکلات عدیدهای هستیم، نقالیهای حماسی و پهلوانی، پاسخگوی دلهای تشنهٔ غیرت، شجاعت، ایثار و فداکاری است و میتواند روحیهٔ مقاومت و امید را در جامعه تقویت کند. پردهخوانی، روایتگری و نقالی هنری ریشهدار، کهن و اصیل است، اما اگر بهدرستی، با هنرمندی و با شناخت کامل از نسل امروز به آنها منتقل شود، همواره زنده، پویا، تأثیرگذار و کارآمد باقی خواهد ماند و هرگز به موزهها و کتابهای تاریخ سپرده نخواهد شد.
تنهایی یک راوی در مسیر حفظ میراث گرانسنگ
بلاغ: میزان حمایت و همراهی مسئولین شهرستانی و استانی را در برگزاری این برنامهها و تداوم این مسیر هنری چگونه ارزیابی میکنید؟ آیا احساس میکنید که نهادهای فرهنگی پشتیبان هنرمندان این عرصه هستند؟
وی در پاسخ به این پرسش، با صراحتی توأم با اندوهی شیرین و لبخندی از سرِ گذشت، لب به سخن گشود: متولی اصلی و حامی این برنامه، حوزهٔ هنری انقلاب اسلامی بود که در این زمینه سنگ تمام گذاشت و سازمان تبلیغات اسلامی نیز بهعنوان یکی از نهادهای متولی، در این رویداد حضور داشت. اما چه گویم که ناگفتنش بهتر است و راستی را باید گفت!
متأسفانه سازمان تبلیغات تا به امروز، حتی یک تماس، یک پرسش ساده یا یک همراهی ابتدایی با این هنرمند پیشکسوت نداشته است و کاش اندکی بیشتر به وظایف ذاتی خود در قبال هنرمندان این عرصه توجه میکردند. هرچه به ثمر نشسته است و هر گامی که برداشته شده، حاصلِ زحمات شبانهروزی، عشق بیپایان و ارتباطاتی بود که با مدیران شهری و استانی بهطور مستقل و شخصی برقرار کردم و بس.
این هنرمند دغدغهمند با اشاره به سختیهای این مسیر بیان داشت: من به این جمله معتقد و پایبندم که کس نماند پشت من جز ناخن انگشت من؛ و این را با تمام وجود باور دارم که خود باید بکوشم و از پای ننشینم، چون این راه را با عشق، با دل و با تمام وجود برگزیدهام. من و امثال من که عمری در این راه صرف کردهایم، موها و ریشهایمان را بابت این هنر سپید کردهایم و چهرهمان گواه این سالها عشق و ارادت است و اینک بزرگترین دغدغهٔ وجودیام این است که پس از من، دستکم یکی از جوانان این مشعل فروزان را از من بگیرد و این هنر والا، مقدس و هویتبخشِ روایتگری، پردهخوانی و نقالی را زنده نگه دارد؛ هنری که از هویت، ریشهها، غیرت و ایرانِ ما سخن میگوید و اگر روزی خاموش شود، بخش عظیمی از فرهنگ و تمدن ما نیز به فراموشی سپرده خواهد شد.
نسل تشنه؛ آیندهای روشن برای هنر نقالی
بلاغ: به عنوان یک پیشکسوت و راویِ باسابقه، استقبال و نگاه نسل جوان و نوجوان امروز را نسبت به یادگیری و ادامهٔ این راه چگونه میبینید؟ آیا جوانان امروز همچنان به این هنر اصیل علاقه دارند؟
مرشد آقاپور در پایان این گفتوگوی پرمعنا، با نگاهی سرشار از امید به آینده و چشمانی که از عشق به نسل جوان میدرخشید، تصریح کرد: اگر محتوای نقالی و پردهخوانی را با روحیهٔ جستجوگر، پرسشگر و کنجکاو جوانان امروز هماهنگ کنیم و زبانِ هنر را به روز و متناسب با نیازهایشان سازیم، نه تنها با استقبالی کمنظیر و گسترده روبهرو میشویم، بلکه میبینیم که همین جوانان و نوجوانانی که پای روایت ما مینشینند، پرسشهای عمیق، هوشمندانه و تأملبرانگیزی با خود دارند؛ میپرسند رستم کیست که چنین حماسهای آفرید؟
سهراب چه سرنوشت غمانگیزی یافت و این داستان چه درسی برای امروز ما دارد؟ گردآفرین کدامین حماسهٔ زنانه و پرشکوه را در تاریخ ثبت کرد و چه پیامی برای دختران امروز دارد؟ این پرسشها و هزاران سؤال دیگر، گواه تشنگی و عطش عمیق آنان برای دانستن، کشف کردن و پیوند با هویت و ریشههای خویش است و این بزرگترین سرمایهٔ ما برای آینده است.
وی در ادامه با ابراز امیدواری از آینده این هنر افزود: من بهعنوان یک نقالِ پیر و باتجربه، وظیفهٔ خطیر خود را در این میدان میدانم که آنان را به سوی تحقیق، پژوهش، مطالعهٔ شاهنامه و کاوش در هویت و اصالت ایرانی سوق دهم و بسترهای لازم برای یادگیری این هنر را برایشان فراهم آورم.
این نسل، تشنهٔ روایتهایی است که بتوانند با زندگی روزمره، دغدغههای امروزین و آیندهٔ مبهمشان پیوند برقرار کند و پاسخگوی سؤالات وجودیشان باشد. من نیز بهسهم خویش، وظیفهٔ حفظ، حراست و انتقال این هنر ارزشمند به نسل جوان را بر دوش میکشم و تا جان در بدن دارم، از این راه دست نخواهم کشید، تا این آیین والا و باشکوه که بخشی از هویت و افتخار ماست، هرگز به فراموشی سپرده نشود و آیندگان نیز از برکت آن بهرهمند گردند.
گفتنی است مرشد جواد آقاپور چهارشنبه همین هفته نیز در محوطهٔ تئاتر شهر تهران، با حضور جمعی از بزرگان، پیشکسوتان و هنرمندان نامآشنای عرصهٔ هنر کشور، در ویژهبرنامهٔ گرامیداشت یک هزار و پانصدمین سال ولادت با سعادت پیامبر اکرم (ص) با نام «روایت رحمت» به اجرای پردهخوانی پرداخت و بار دیگر با هنرمندی و خلاقیت خویش، ثابت کرد که هنر آیینی، اگر از دلِ باور، عشق، معرفت و اخلاص برخیزد، هیچگاه رنگ و رونق، طراوت و تأثیرگذاری خود را از دست نخواهد داد و همچنان میتواند پرچمدارِ انتقال ارزشهای ناب دینی و ملی به نسلهای آینده باشد.
گفتگو: مجید ناییجی
انتهای خبر/