استعمار انگلیس؛ از رئیسعلی دلواری تا جنگ شناختی
محمود مرادی در گفتگو با خبرنگار سیاسی پایگاه خبری تحلیلی «بلاغ» با اشاره به روز مبارزه با استعمار انگلیس و اهداف این استعمارگر تا به امروز با نقشهها و روشهای مختلف، اظهارکرد:رئیسعلی دلواری، در سال ۱۲۶۱ (هـ.ش)، در روستای «دلوار» از توابع تنگستان دیده به جهان گشود و دوران کودکی را در زادگاهش با فراگرفتن فنون رزمی، اسبسواری، تیراندازی و آموختن قرآن و ادبیات فارسی سپری کرد.
ویگفت:رئیسعلی دلواری از همان کودکی و نوجوانی، در تیراندازی مهارت فراوانی داشت و در میان مردم به این هنر مشهور شد و با شروع انقلاب مشروطه در سال ۱۲۸۵ (هـ.ش)، رئیسعلی در حالی که بیش از ۲۵ سال نداشت، از جمله پیشگامان مشروطه در جنوب ایران بود و به همین دلیل، در دوران استبداد صغیر، علیه حکومت محمدعلیشاه، دست به اسلحه برد و در سال ۱۲۸۸، توانست به کمک تفنگچیهای خود، بوشهر را از سلطه عمال محمدعلیشاه آزاد کند.
این کارشناس سیاسی افزود: با تصرف گمرک بوشهر که در اجاره انگلیسیها بود، نیروهای آن کشور به دخالت نظامی در منطقه پرداختند و جنگ و گریزی را آغاز کردند که تا جنگ اول جهانی ادامه یافت و وقتی انگلیسیها، با وقوع انقلاب بلشویکی و خروج نظامیان روسی از ایران، تعرضات خود را به سمت شمال ایران گسترش دادند، تنگستانیها به حملات خود علیه انگلیسیها شدت بخشیدند و در یکی از این شبیخونها که در ۱۲ ژوئیه ۱۹۱۵ رخ داد، دو ژنرال بلندپایه انگلیسی، همراه با دهها سرباز انگلیسی و هندی کشته شدند.
مرادی خاطرنشانکرد: با وقوع این حادثه، نیروهای انگلیسی در هشتم اوت ۱۹۱۵ (۱۷ مرداد ۱۲۹۴ ـ ۲۶ رمضان ۱۳۳۳) شبانه بوشهر را اشغال کردند و رئیسعلی و شیخ حسین چاهکوتاهی و زایر خضرخان اهرمی، سه نفر از معتمدان دلیر تنگستان، تصمیم گرفتند که علیه دشمن قیام کنند و در مقام دفاع از وطن برآیند.
نامه انگیزه دهنده
وی با اشاره به اینکه دو ماه قبل ازآنکه قوای انگلیس بوشهر را اشغال کنند، ژنرال کاکس، کنسول انگلیس در خلیج فارس، نامهای به مرحوم شیخ محمدحسین برازجانی، روحانی متنفذ و مجتهد معروف دشتستان نوشت که جواب آن نامه، انگیزه قیام رئیسعلی دلواری شد، گفت: کنسول انگلیس در این نامه از شیخ محمد حسین برازجانی خواسته بود که از نفوذ خود استفاده و از هرگونه آشوب و قیام علیه اشغالگران جلوگیری کند و اینکه از دشمنی با دولت انگلیس، نه تنها سودی عاید ملت ایران نخواهد شد، بلکه در صورتی که ایرانیان وارد جنگ شوند، انگلیس یک سوم خاک ایران را تصرف خواهد کرد.
این کارشناس سیاسی یادآورشد: شیخ محمدحسین، در پاسخ به این نامه، تمام مصیبتهای وارد شده بر ایرانیان را از طرف دولت انگلیس دانست و اعلام کرد که چنانچه عملیات انتقامجویانه علیه اشغالگران انجام پذیرد، مسئولیت آن بر عهده انگلیسیها خواهد بود و در این بین، رئیسعلی، در نامههای متعدد به شیخ محمدحسین برازجانی از او برای جهاد و قیام علیه قوای انگلیس کسب تکلیف کرد.
مرادی بیانکرد: مرحوم شیخ، رونوشتی از حکم جهادی را که مراجع نجف اشرف صادر کرده بودند، به ضمیمه حکم خود، مبنی بر وجوب جهاد با کفار انگلیسی و جلوگیری از رخنه آنها به بنادر جنوب و دشتی و تنگستان و لزوم همکاری خانهای این مناطق و بسیج مردم مسلمان، برای رفتن به میدان جنگ، برای رئیسعلی و همچنین، تمام خانهای منطقه بوشهر و دشتستان فرستاد
وی عنوانکرد: رئیسعلی همینکه از حکم جهاد مرحوم شیخ محمدحسین برازجانی و دیگر مراجع دینی آگاهی یافت، آماده نبرد با انگلیسیهای متجاوز شد و مقدمات کار را در خانه سیدمحمدرضا کازرونی فراهم کرد و رئیسعلی، به همراه دوستش، خالو حسین دشتستانی، در اوایل ماه رمضان سال ۱۳۳۳ (ه. ق)، در عمارت حاج سیدمحمدرضا کازرونی، پس از مذاکراتی با وی، آمادگی خود را برای دفاع از بوشهر و جلوگیری از پیشروی نیروهای انگلیسی اعلام کرد و پس از اظهار تشکر از همراهی دلاوران بوشهر و تنگستان، از صاحبخانه خواست تا قرآنی به مجلس بیاورد، حاجی کازرونی به خادمش دستور آوردن قرآن را داد که خادم، قرآن را به مجلس آورد، رئیسعلی برخاست و با احترام تمام، قرآن را گرفت و آن را روی میز جلوی خود گذاشت؛ آنگاه رو به حاضران کرد و گفت: «ای کلاما…! گفتار مرا شاهد باش. من به تو سوگند یاد میکنم که اگر انگلیسیها بخواهند بوشهر را تصرف و به خاک وطن من تجاوز کنند، در مقام مدافعه برآیم و تا آخرین قطره خون من بر زمین نریخته است، دست از جنگ و ستیز با آنان نکشم و اگر غیر از این رفتار کنم، در شمار منکرین و کافرین به تو باشم و خدا و رسول از من بیزار شوند».
آغاز قیام
این کارشناس سیاسی اظهارکرد: با اشغال بوشهر توسط نیروهای انگلیسی، رئیسعلی و یارانش، طبق عهدی که بسته بودند، وارد کارزار با متجاوزان انگلیسی شدند و در نخستین نبردی که در نزدیکی دلوار رخ داد، او و یارانش توانستند شکست سختی به پنج هزار نیروی انگلیسی وارد کنند و آنها را عقب برانند و این شکست، بازتاب وسیعی در منطقه داشت و باعث شادی و سرور مردم جنوب شد.
مرادی گفت: انگلیسیها که از شکست مفتضحانه دلوار بسیار خشمگین بودند، به بهانه پناه دادن روستاییان به دلاوران تنگستان، به روستاهای اطراف بوشهر حمله و خانههای روستاییان را ویران و درختان نخل را قطع میکردند.
وی در ادامه با اشاره به اینکه درحملات نیروهای اشغالگر، تعدادی از کشاورزان و ماهی گیران، به شهادت رسیدند؛ اما مردم منطقه دست از حمایت رئیسعلی و یارانش برنداشتند، افزود: دلیران تنگستان برای زدن ضربههای کاریتر به متجاوزان انگلیسی، تصمیم به حملات شبانه و شبیخون گرفتند و یاران رئیسعلی که با منطقه جنوب آشنایی کامل داشتند، با استفاده از ظرفیت و امکان مانور شبانه، ضربات سهمگینی به انگلیسیها وارد کردند و حجم این حملات چنان بود که نیروهای استعمارگر، با وجود داشتن امکانات و نیروهای نظامی فراوان، نتوانستند دلاوران تنگستانی را مهار کنند و به همین دلیل، تصمیم گرفتند برای از میان برداشتن دلاور دلوار، به خدعه و نیرنگ روی آورند، آنها یکی از اطرافیان رئیسعلی را با پول فریفتند و از او خواستند تا به هر نحو ممکن، رئیسعلی را ترور کند.
این کارشناس سیاسی خاطرنشانکرد: در یکی از حملات شبانه دلیران تنگستان به انگلیسیها، در «تنگک صفر»، در ۱۲ شهریور ۱۲۹۴، آن خائن خودفروخته، رئیسعلی دلواری را از پشت هدف گلوله قرار داد و به شهادت رساند و با این حال، دلاوران تنگستانی، پس از شهادت فرمانده خود از پای ننشستند و سالها در برابر انگلیسیها ایستادگی کردند.
مرادی گفت: بیتردید قیام رئیسعلی دلواری، قیامی برای پاسداری از وطن و مبتنی بر آموزههای اسلامی بود و نامه او به شیخ محمدحسین برازجانی نشان دهنده عمق ایمان وی به اسلام و علاقهاش به اهلبیت (ع) است و در این نامه سراسرشور و غیرت، خطاب به مرحوم برازجانی مینویسد: «قربانت گردم! برای درجه بهشت پیدا کردن و شربت شهادت را داوطلبانه خواستن، باید همتی عالی و عزمی راسخ داشت …. در خانه نشستن و راحت طلبیدن، تمام وسوسه شیطان است. (آیا) مستحق آن نیستیم که خدا و رسول (ص) را از خود خشنود سازیم؟»
وی در ادامه یادآورشد: در جایجای این نامه، محوریت اسلام را در قیام خود اساسی میداند و از نیروهای خود با عنوان «جیش اسلام» نام می برد و حرکت خود را متأثر از قیام حضرت اباعبدا…(ع) می داند و تأکید میکند: «همین قدر با خود خیال کردم که بنی هاشم در مدینه بسیار باقی ماند جز حضرت سیدالشهداء (ع) که به تنهایی در صحرای کربلا با لب تشنه شهیدش کردند.» دلاور دلوار در ادامه نامه خود، به ریشه یابی مشکلات می پردازد و با بینشی عمیق، دلیل این ضعفها را خاموشی در برابر ظلم و ستمی می داند که اجانب بر کشور روا داشتهاند: «روس و انگلیس حق دارند، اگر خودمان آسوده بنشینیم و هیچ کاری نکنیم، چرا که همه نوع احترام به بقعه امام ثامن (ع) در شمال (منظور به توپ بستن گنبد حرم مطهر حضرت امام رضا (ع) به دست روسها در مشهد است) و احترام به منبر سیدالشهداء (ع) در جنوب کردند! … تف به ما، تف به ما!» او به فعالیتهای پنهانی انگلیسیها برای خدشه دار کردن شخصیت وی اشاره میکند و بی محابا از توطئه دشمن، همه را در برابر هدفش به هیچ میگیرد و مینویسد: «انتشار می دهند که فلانی حمایت قنسول جرمن (کنسول آلمان) دارد. به حول و قوه الهی از هیچ کس باک ندارم. می خواهند به تشر بنده را بترسانند.» پیکر پاک رئیسعلی دلواری، ابتدا در گورستان امامزاده روستای «کله بند» به خاک سپرده شد؛ اما مدتی بعد، طبق وصیتش، آن را به نجف اشرف انتقال دادند و در حرم مطهر امیرالمؤمنین (ع) به خاک سپردند و روز شهادت وی، به عنوان «روز مبارزه با استعمار انگلیس» نام گذاری شده است.
امپراتوری بریتانیا، بزرگترین قدرت استعماری تاریخ لقب دارد
این کارشناس سیاسی با اشاره به استعمارگری بریتانیا از زمان سلطنت ملکه الیزابت اول در سال ۱۵۸۳ میلادی، با اشغال جزیره گیلبرت و سپس آمریکا، کانادا و بخشهایی از جزایر کارائیب آغاز شد و تاکنون ادامه یافته است، اظهارکرد: در قرون ۱۶ و ۱۷ میلادی بود که بریتانیا، با ابزار نظامی و اقتصادی و ایجاد “کمپانی هند شرقی” به بخشهای زیادی از جنوب و جنوب شرق آسیا نفوذ استعماری پیدا کرد و هدف بریتانیا از استعمار کشورها، دستیابی به ثروتهای طبیعی آنان از قبیل پنبه، شکر، برنج، تنباکو، نفت، مواد معدنی و حتی نیروی انسانی رایگان و همچنین دسترسی به گذرگاههای کلیدی دنیا برای تجارت دریایی بوده است.
مرادی عنوانکرد: نواحی تحت حکومت استعماری امپراتوری بریتانیا در سال ۱۹۲۲ یکچهارم از خشکیهای کره زمین و یکچهارم جمعیت جهان در آن دوران را شامل میشد و قریب ۹۰ درصد از کشورهای جهان، طعم سلطه و اشغالگری انگلستان را چشیدهاند و تنها ۲۲ کشور امروزی دنیا طعم تهاجم و ظلم انگلیسیها را تجربه نکردهاند.
وی در ادامه یادآورشد: در دوران اوج استعمار انگلیس در هندوستان، بنا بر تحقیق مجله ساینس دایرکت، بین سالهای ۱۸۸۱ تا ۱۹۲۰ بیش از ۱۰۰ میلیون هندی جان خود را از دست دادند و امید به زندگی در این کشور به کمتر از ۲۲ سال رسید.
این کارشناس سیاسی تأکیدکرد: این کمپانی و نمونههای مشابه آن دست به اقداماتی چون مصادرهی زمینهای کشاورزی، سرکوب خونین شورشهای بومی، راهاندازی شبکههای انتقال برده و نابودی ساختارهای سنتی اقتصاد محلی میزدند؛ اقداماتی که اگر توسط دولت رسمی صورت میگرفت، پیامدهای سیاسی و بینالمللی گستردهای به دنبال داشت و چنین تحلیلی به ما کمک میکند تا الگوی تاریخی «واگذاری کارهای کثیف» به نهادهای غیردولتی و شرکتها را در دوران مدرن و نمونههای معاصر نظیر اسرائیل بهتر درک کنیم، جاییکه دولتها همچنان از واسطهها برای پیشبرد اهداف ژئوپلیتیکی و اقتصادی خود استفاده میکنند.
مرادی افزود: در فلسطین، پس از آنکه «آرتور بالفور» وزیر خارجه وقت بریتانیا، با صدور بیانیه معروف خود، موافقت و حمایت پادشاه بریتانیا را با تشکیل یک خانه ملی برای یهودیان در سرزمین فلسطین اعلام کرد، اشغال فلسطین از سوی انگلیس از سال ۱۹۱۸ شروع شد و قیمومیت انگلستان تا سال ۱۹۴۸ ادامه یافت و به ایجاد غده سرطانی صهیونیسم در غرب آسیا و دولت نامشروع اسرائیل منتهی شد.
وی بیانکرد: نفوذ انگلیس در ایران، از سال ۱۸۰۰ میلادی آغاز شد و پس از قرارداد ۱۹۰۷، جنوب ایران رسماً به حوزه نفوذ و سلطه دولت ملکه تبدیل شد که با شروع جنگ جهانی اول در سال ۱۹۱۴، جنوب ایران از بندر بوشهر مورد هجوم نیروهای انگلیسی قرار گرفت.
این کارشناس سیاسی گفت: دلیران تنگستان به رهبری رئیسعلی دلواری با گرفتن حکم جهاد از علمای نجف، به دفاع از بوشهر پرداختند و انگلیسیها پس از دادن تلفات زیادی در این جبهه، از عراق و هند نیروهای کمکی به بوشهر اعزام کرده و دلوار را به شدت بمباران کردند.
مرادی در ادامه عنوانکرد: دلیران تنگستان مقاومت جانانهای در مقابل پیشروی نیروهای متجاوز انگلیسی از خود نشان دادند و رئیسعلی دلواری سرانجام در ۱۲ شهریور ۱۲۹۴ برابر با ۳ سپتامبر ۱۹۱۵ به شهادت رسید.
وی یادآورشد: پس از اشغال مناطقی از خاک ایران توسط انگلیسیها، ذخیره غلات جنوب شرق کشور به دست آنها افتاد و بر اساس اسناد منتشر شده، بین سالهای ۱۹۱۷ تا ۱۹۱۹ به دلیل قحطی، سوء تغذیه و شیوع بیماری طاعون، حدود ۹ میلیون نفر یعنی نزدیک به نیمی از جمعیت ۲۰ میلیونی آن زمانِ ایران قتل عام شدند.
این کارشناس سیاسی مهمترین اقدامات استعمارگرانه انگلیسیها در ایران، به گرفتن امتیازات بزرگ اقتصادی از قبیل رویتر، رژی، دارسی و قراردا ننگین ۱۹۱۹، جدا کردن هرات از ایران، اجرای کودتای ۲۸ مرداد با کمک دوستان آمریکایی خود، حمایت از رژیم صدام در جنگ هشت ساله علیه ایران، حمایت از گروههای تروریستی و تجزیه طلب، جنگ ترکیبی، جنگ شناختی و رسانهای و ایجاد فضای تبلیغاتی گسترده در کشورمان علیه ایران، بدعهدی در برجام، پیروی از تحریمهای ظالمانه آمریکا و وضع تحریمهای یکجانبه علیه ایران نام برد و گفت: تجربه شکست توطئههای استعمار پیر علیه جمهوری اسلامی ایران و مردم ایران عزیز، این روزها، یادآور جهاد و مبارزه مردان غیور این سرزمین از رئیسعلی دلواریها تا قاسم سلیمانیها است.
مرادی خاطرنشانکرد: «فیلیپ جی. استرن» در کتاب شرکت سهامی امپراتوری، شرکتهایی که استعمار بریتانیا را ساختند نشان میدهد، دولت بریتانیا در دوران استعمار، وظایف سرکوبگرانه و بهرهکشانهی خود را به نهادهایی ظاهراً خصوصی یا مستقل واگذار میکرد.
وی اظهارکرد: در طول چهار قرن، از ایرلند تا هند، از آمریکا تا آفریقا و استرالیا، استعمار بریتانیا در حقیقت کار شرکتها بود، این شرکتها گسترشهای فرامرزی را طراحی، ترویج، تأمین مالی و اداره میکردند، بر سر قلمرو و مردم ادعا میکردند و جامعه بریتانیایی و مستعمراتی را در این سرمایهگذاریها سهیم میکردند.
این کارشناس سیاسی تأکیدکرد: شرکتهای استعماری همواره جنجالی، بدهکار و مستعد شکست بودند؛ اما برای گسترش جهانی مناسب بودند، زیرا، مانند خود امپراتوری، یک تناقض زنده بودند و هم به صورت عمومی و خصوصی، هم فرد و جامعه، هم تابع و مستقل، هم متمرکز و پراکنده، هم جاودانه و ناپایدار، هم ملی و جهانوطنی— یک موجودیت حقوقی با قدرت واقعی بود.
مرادی گفت: استرن، برخلاف تاریخهای سنتی که شرکتها را صرفاً ابزار «کثیف» دولتها نشان میدهند، اثبات میکند که شرکتها پیشتاز گسترش و مدیریت جهانی بودند، چه در ایرلند و آمریکای شمالی قرن شانزدهم، چه در جزایر فالکلند اوایل دهه ۱۹۸۰، شرکتها بازیگران اصلی بودند و همانطور که کتاب نشان میدهد، استعمار سرمایهگذاریشده با پایان امپراتوری پایان نیافت و میراث آن هنوز پرسشهایی درباره قدرت شرکتی مطرح میکند که امروز به همان اندازه ۴۰۰ سال پیش اهمیت دارند.
وی اظهارکرد:استرن با پیچیده کردن مرزهای استرن، برخلاف تاریخهای سنتی که شرکتها را صرفاً ابزار «کثیف» بین بخش خصوصی و دولت، تاریخ تازهای از امپراتوری بریتانیا و تاریخ تازهای از شرکتها ارائه میدهد، از دزدان دریاییای که با قراردادهای رسمی به منافع دشمنان امپراتوری حمله میبردند و ناوگان سلطنتی انگلستان امنیتشان را تضمین میکرد، تا شرکتهای بدنامی همچون «کمپانی هند شرقی» که عملاً کارگزار تامالاختیار دولت بریتانیا در هندوستان بود.
این کارشناس سیاسی افزود: کمپانی هند شرقی، شرکتی تجاری متعلق به بخش خصوصی بود که عملاً با برخورداری از ارتش، شبکهی اطلاعاتی مستقل و قدرت دیپلماتیک ویژه، مأموریت استخراج حداکثر سود از مناطق وسیعی از آسیای شرقی را برعهده داشت؛ آن هم بدون آنکه دولت بریتانیا مستقیماً درگیر پاسخگویی سیاسی یا اخلاقی در قبال جنایتها و شرارتهای آن شود.
گفتگو: بهناز دمیرچی
انتهای خبر/